خرید بک لینک
ب تاریخ 18:7:96 صبح رو ک با دل درد لعنتی شروع کردم و خستگی دوچندان بعد صبحونه ای ک با جیکووووو زدم گفتم یه عرض ادبی هم خدمت شماها کنم دیروز عصر بعد دانشگاه ب صورت سورپراریز داداش اینا اومدن دنبالم و بدون هیچ اطلاع از قبلی با جیکو و سجاد راه افتادیم منم ک فک کردیم درحال رفتن ب مرکز خرید کتابیم رو صندلی عقب دراز کشیدم تا بتونم یکم چشمام رو ببندم ولی وقتی رسیدیم دیدم جلوی رستوران لاله وایسادیم منم با لباس فرم ک برا دانشگاه پوشیده بودم و بیشتر منو شبیه بچه دبیرستانیا میکرد دنبالشون راه افتادم درحین رفتن گوشیم زنگ خورد و دیدم ک عاغایی هستش تا خواستم جواب بدم جیکوووو شروع کرد ب ادا بازی برا خندوندن من هرچی هم گفتم بس کن بچه دست بردار نبود !!!!!!!!!!!!!!! وقتی ب عاغایی گفتم سلام خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ صدا یهو قطع ووصل شد و جیکو هم میگفت کیه بذار بشنم چی میگین ومن مجبور شدم مثه دفعه ی قبل قطع کنم ب فاصله ی چن ثانیه پی ام دادم ک بذار جیکو رد کنم بعدش زنگ بزن و درجواب دریافت کردم :نچ نمیتونم فعلا ومنم با یه اوکی بای جوابشو ب تندی دادم و گوشیو انداختم کف ماشین (اگه گوشی من زبون داشت و حق شکایت تا الان صدبار منو ب دادگاه کشونده بود بخاطر بد رفتاری ک باهاش دارم) چن دقه ی بعد جیکووووو گفت بیا تو منتظرتیم میخایم میز بگیریم درحالی ک داشتم جواب پیام تو تلگرام میدادم رفتم تو رستوران و تا الان هم ن من پیام دادم و ن اون خبری از من گرفت دلم تنگش هست ولی خب رفتار اون از من نا معقول تر بود و منم صد ندارم پاپیچش بشم وقتیکه خودش داره دوری میکنه گاهی باید سراغ بقیه رو نگرفت تا بدونی ارزشت برای بقیه چیه بدرود

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 1:17

ب تاریخ 4مهر96 حس مبهم و کم حرفی هایچند رو اخیر عاغایی یجور برام گنگ بون و ب همراه داشت و خودش هم ک طبق معمول سعی در مخفی کردن ناراحتیش میکرد دریغ از اینکه بدون دلل دل آشوبی هایم و نگرانی های ک بی دلیل ب سراغم میاد همه و همه از ناراحتیای اونه یجور حس تله پاتی عاشقونه دلتنگی همزمان دل آشوبی تو روزایی ک اون نگرانه و فک میکنه من آسوده هستم از نگفتن هایش و راز نگهداری هایش کربلا رفتن شده

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت: 23:20

رفتی و چ رفتن سردی داشتی گرمترینم

دلتنگت نمیشوم .

لااقل امسال را دلتنگتنمیشوم ....

چ بی حاصل بوده ای ...

چ تنها دوان دوان خودت را ب پاییز عاشق رساندی ....

دریغ از آن ک بدانی فصلی عاشقی جایی برای تو ندارد...

و میروی کز میکنی در گوشه ی خاطراتی ک ناپیدا میشوند در این روزگار...

خسته ی قدم زدن های تنهایی پاییزم...

باران امسال فقط عاشق ترم میکند در نبودن شانه هایت کنارم ....

برچسب: آخرین,شهریور, نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 5:17

صفحه بندی